آشوب در ناخودآگاه: یادداشتی بر بازی سایلنت هیل ۲

آشوب در ناخودآگاه : نگاهی به سایلنت هیل 2

پس از موفقیت اولین نسخه «سایلنت هیل» (Silent Hill) در سال ۱۹۹۹ و بازخوردهای مثبت آن، استودیوی «تیم سایلنت» (Team Silent) بلافاصله کار روی سایلنت هیل ۲ را آغاز کرد. رمان «جنایت و مکافات» داستایوفسکی الهام‌بخش داستان این دنباله بود و آثار کارگردانانی چون دیوید فینچر، دیوید لینچ و آلفرد هیچکاک رهنمود سبک هنری آن. نتیجه کار و تلاش تیم سایلنت به یکی از شاهکارهای تاریخ گیم و ژانر وحشت یعنی سایلنت هیل ۲ ختم شد.

این بازی در سال ۲۰۰۱ بر روی PS2 عرضه شد و بازخوردهای بسیار مثبتی از سوی کاربران و منتقدین دریافت کرد. عملکرد سایلنت هیل ۲ در بازار هم فوق‌العاده بود و این بازی در عرض تنها یک ماه به فروش یک میلیون نسخه‌ای دست‌یافت. از نظر بسیاری از گیمرها، سایلنت هیل ۲ جزو آثاری است که می‌توانند هنر ساخت بازی‌های رایانه‌ای را به همگان نشان دهند. حال این سوال پیش می‌آید که چه چیزی سایلنت هیل ۲ را این‌گونه خاص می‌کند؟ با توجه معرفی نسخه ریمیک (Remake) این بازی و نزدیک‌شدن به عرضه آن، فرصتی مناسب است تا نگاهی کلی به این عنوان فراموش‌نشدنی داشته باشیم.

در سکانس آغازین سایلنت هیل ۲ ما با شخصیت اصلی بازی یعنی «جیمز ساندرلند» (James Sunderland) آشنا می‌شویم و می‌فهمیم که او نامه‌ای از همسر مرده خویش دریافت کرده که او را به سایلنت هیل دعوت می‌کند. برای همین، جیمز به این شهر کوچک و مرموز آمده تا دنبال همسرش بگردد.

درهمان لحظات اول، بازی نمایی از دریاچه مه‌گرفته شهر را نشان می‌دهد و جیمز درحالی‌که به آن خیره شده است از خود می‌پرسد که آیا همسری که او سه سال پیش ازدست‌داده واقعاً در این شهر حضور دارد و انتظار او را می‌کشد؟ هم‌زمان یک سوال هم در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود؛ اگر جیمز از مرگ همسر خود اطمینان دارد، پس در این شهر متروکه در پی چه چیزی است؟ این سؤالات از همین ابتدا ذهن بازیکن را درگیر می‌کنند و سرآغازی بر یک جست‌وجوی دلهره‌آمیز می‌شوند.

آشوب در ناخودآگاه : نگاهی به سایلنت هیل 2

پاسخ این سؤالات مانند یک پازل است که تکه‌های آن در طول بازی و به روش‌های مختلف به بازیکنان داده می‌شوند؛ از طریق سرنخ‌هایی که در گوشه‌وکنار سایلنت هیل قرار دارند، شخصیت‌های دیگری که به این شهر نفرین‌شده آمده‌اند و حتی موجودات خوفناکی که بر سر راه جیمز قرار می‌گیرند. به عبارتی دیگر، سایلنت هیل ۲ مخاطب را در اتمسفر بی‌نظیر خود حبس می‌کند و داستان هولناک و احساسی‌اش را اندک‌اندک آشکار می‌سازد.

در انتهای داستان، همه تکه‌های این پازل به یکدیگر متصل می‌شوند تا حقیقت داستان بازی را مانند یک مجسمه در مقابل مخاطب به نمایش بگذارند؛ مجسمه‌ای جذاب و خوش‌ساخت که انگار به دست فیدیاس (Phidias) ساخته شده و بازیکن را محو زیبایی خود می‌کند. سایلنت هیل ۲ چهار پایان اصلی دارد که مانند بعضی بازی‌های دیگر با انتخاب چند دیالوگ یا گرفتن چند تصمیم مشخص تعیین نمی‌شوند، بلکه رفتار بازیکنان در حین بازی و نحوه بازی‌کردن آن‌ها پایان داستان را مشخص می‌کند. می‌توان گفت که بازی مانند یک قاضی به تماشای اعمال بازیکن در طول داستان می‌نشیند و در آخر تشخیص می‌دهد که این اعمال سزاوار کدام پایان هستند.

شخصیت جیمز و مری

چه چیزی سایلنت هیل ۲ را خاص می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین نکاتی که سری سایلنت هیل را از بقیه عناوین سری ژانر وحشت متمایز می‌کند این است که به‌جای استفاده از جامپ اسکیرهای (Jump Scare) متعدد و هیولاهای بی‌شمار، با استفاده از اتمسفر خارق‌العاده و محیط‌های ترسناک خود حس وحشت را در وجود مخاطب ایجاد می‌‌کند. این ترسِ روانی به‌گونه‌ای است که وقتی وارد یک محیط جدید می‌شوید با خود آرزو می‌کنید که راهروهای پیش رویتان بسته یا اتاق‌های آن غیرقابل‌دسترسی باشند تا شما مجبور به گشت‌وگذار بیشتر در این محیط هولناک نشوید!

این ویژگی جذاب در مورد سایلنت هیل ۲ هم صدق می‌کند؛ اگرچه با یک عنوان نسل ششمی روبه‌رو هستیم، اما طراحی محیط‌های بازی و افکت‌های آن به بهترین شکل ممکن انجام شده تا مخاطب را در خود غرق کرده و احساس ناخوشایند حضور در یک شهر متروکه و ترسناک را به وی منتقل کند.

ویژگی دیگر سری سایلنت هیل داستان احساسی و عمیق آن است که با استفاده از روابط بین شخصیت‌ها مخاطب را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. شما برخی از این کاراکترها را تنها در چند صحنه مشاهده می‌کنید، اما با فهمیدن داستان تراژیک آن‌ها و اتفاقاتی دردناکی که برایشان افتاده احساس ناراحتی و ترس شما را فرامی‌گیرد. در سایلنت هیل ۲ ما با داستانی احساسی‌تر، هولناک‌تر و پرجزئیات‌تر نسبت به نسخه قبلی روبه‌رو هستیم که به شکلی عالی تمامی این ویژگی‌ها را نشان می‌دهد.

علاوه بر این، ما در این بازی برای اولین بار با «کله‌هرمی» (Pyramid Head) رو به رو می‌شویم. موجودی خوفناک که در اولین برخورد نه به شما حمله‌ور می‌شود و نه حرکت خاصی می‌کند، بلکه با سکوتی ترسناک از پشت میله‌های فلزی به جیمز می‌نگرد و نور قرمز پشتش خبر از این می‌دهد که او برای کشتن جیمز اینجاست. با اینکه امروزه کله‌هرمی به عنوان یکی از نمادهای اصلی سری سایلنت هیل شناخته می‌شود، اما هویت این شخصیت ریشه در داستان سایلنت هیل ۲ دارد و می‌توان گفت که تنها مختص به همین بازی است.

کله‌هرمی

گیم‌پلی ساده اما جذاب سایلنت هیل ۲

گیم‌پلی سایلنت هیل ۲ یک نسخه بهبودیافته از گیم‌پلی نسخه اول است، هرچند کنترل‌های آن هنوز هم کمی خشک و ناخوشایند هستند. مبارزات بازی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که شما برای مقابله با یک دشمن کار سختی در پیش نخواهید داشت، اما در مکان‌هایی که چند هیولا وجود دارند به مشکل برمی‌خورید. البته از آن جایی که شما مجبور به کشتن همه این موجودات نیستید می‌توانید فرار را بر قرار ترجیح دهید و از هدر دادن مهمات بپرهیزید.

در سری سایلنت هیل معماها و پازل‌های بازی درجه سختی جداگانه خود را دارند که در ابتدای بازی قابل انتخاب است، هرچند که در نسخه اول بازی حتی پازل‌های سطح متوسط هم به‌شدت مبهم و گیج‌‌کننده بودند. خوشبختانه این موضوع در سایلنت هیل ۲ تکرار نشده و دشواری پازل‌ها منطقی است. همچنین، بازیکنان در طول بازی هیچ متنی را روی صفحه نمی‌بینند که مکانیک‌های بازی را توضیح دهد و بیشتر این عناصر با استفاده از کنجکاوی مخاطبان به آن‌ها آموزش داده می‌شوند.

برای مثال، در ابتدای بازی ازآنجایی‌که جاده ورودی شهر مسدود شده است جیمز به‌صورت پیاده راهی شهر می‌شود و در میان راه به یک چاه برمی‌خورد. در اینجا بازی نمای دوربین را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که توجه بازیکن را به سمت چاه جلب کند. پس از بررسی‌کردن چاه، جیمز متوجه مربعی قرمزرنگ در انتهای آن می‌شود که قابلیت سیو کردن را به بازیکن می‌دهد.

آموزش مکانیزم‌های مختلف بازی بدون استفاده از یک متن چندخطی که مخاطبان را از حس و حال محیط بیرون بکشد نکته‌ای ظریف و قابل‌تحسین است که هنوز هم در بیشتر بازی‌ها وجود ندارد. البته نبود متن‌های آموزشی در نسخه اول سری هم وجود داشت، اما معرفی عناصر بازی در سایلنت هیل ۲ بهتر و دقیق‌تر است. به‌طورکلی گیم‌پلی بازی برای عنوانی که بیشتر روی گشت‌وگذار و حل معماها تمرکز دارد تا کشتن موجودات عجیب‌وغریب کاملاً قابل‌قبول است و تجربه‌ای خوب را پیش‌روی بازیکن می‌گذارد.

هنگامی که تنها با یک موجود رو به رو هستید، میتوانید از اسلحه های سرد استفاده کرده و مهمات خود را ذخیره کنید.

ندای فراموش‌نشدنی تپه خاموش

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هر بازی موسیقی متن آن است که نقش مهمی در خاطره‌انگیز شدن تجربه مخاطبان دارد و سایلنت هیل ۲ در این زمینه بی‌نظیر عمل کرده. موسیقی متن این بازی ساخته «آکیرا یامائوکا» (Akira Yamaoka) است و با نوای مسحورکننده خود حس گشت‌وگذار در شهر متروکه بازی و زیبایی داستان‌ آن را چندبرابر می‌کند.

طراحی صداهای بازی هم به بهترین شکل ممکن انجام شده تا مکمل اتمسفر بازی باشد و به غنی‌تر شدن آن کمک کند. صداگذاری سایلنت هیل ۲ به‌گونه‌ای است که مخاطب در تک‌تک لحظاتی که در دنیای برزخی سایلنت هیل می‌گذراند احساس ناخوشایندی دارد و ترس از رویارویی با یک موجود مخوف را در وجود خود حس می‌کند، با اینکه خیلی اوقات هیچ هیولایی در آن اطراف نیست!

دیسک ساندترک بازی سایلنت هیل 2

در آخر باید بگویم که بازی سایلنت هیل ۲، ترکیبی دوست‌داشتنی از یک داستان عمیق و زیبا، اتمسفری گیرا، موسیقی فوق‌العاده و گیم‌پلی‌ خوب است که تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای بازیکنان رقم می‌زند. پس اگر تابحال آن را بازی نکرده‌اید، توصیه می‌کنم در اولین فرصت این شاهکار کم‌نظیر را تجربه کنید! اگر هم حوصله شبیه‌سازی یا جست‌وجو برای نسخه‌های مختلف آن را ندارید، بد نیست تا عرضه نسخه ریمیک روی پلتفرم‌های مدرن صبر کنید؛ شاید استودیوی «بلوبر تیم» (Bloober Team) بتواند بعد مدت‌ها یک عنوان درخور را به هواداران سایلنت هیل هدیه دهد.

5/5 - (1 امتیاز)

تبلیغات شما

دیدگاهتان را بنویسید